این مقوله که همه چیز می گذره رو همه باید قبول کنن . یه پروسه زندگی اتفاق می افته ، حالا چه خوب چه گند ، بعد یه سیکل روزمرگی انفاق می افته که غالبا توش هیچ اتفاقی نمی افته ، حالا یه عده ای هم این وسط به اسم هیجان و این چرندیات خودشونو گول می زنن . بعد این وسط یه جریاناتی هم هست که تو روال کلی هیچ تاثیری ایجاد نمی کنه ، مثلا یکیش من …
پ ن : …
این که هرچه فاصله بین نوشته ها بیشتر میشه ، دوباره نوشتن هم سخت تر میشه یک حقیقته چرندیه . چرند تر از اون هم خود سانسوری و این مسخره بازی هاست . مثلا باید بشه یه کلمه نوشت که کار کلی جمله رو بکنه ، بعله خب ، باید بشه ، ولی نمیشه …
پ ن : همینقدر مسخره …
پ ن : …

پ ن : باید باور کنید ، همه تان …
پ ن : …
نوشتن برای من لااقل چیزی بیشتر از یک عادت است . این چند وقته اما حجم فعالیتم بیشتر شده و نتیجه اش هم شده انبوهی از مطالب پراکنده در ذهنم و کمی زمان برای فکر کردن و سر هم کردن جملات …
ترجیح می دهم همین وقت های کوچک را هم صرفت کنم و این جا را با همان درفت های قدیمی زنده کنم …
پ ن : …