دختران

by امید

راه بر دختران مي بندد … مترسك مزرعه داستانهاي من …

بوي علف ميجويد از تنشان … و گاه با يكي از آنها …

مي رود تا خورشيد … مي رود كسي كه سايه من هم نيست …