متوهم

by امید

امشب اما دلمان جور جديدي گرفته … امشب دلمان يك دختر برنزه مي خواهد كه روي تخت اتاقمان لم داده باشد و ما هم همينجا ، روي صندلي نشسته باشيم و به هم خيره شويم … هر از گاهي ، كمي از قهوه مان مزه مزه كنيم … كمي با هم حرف بزنيم … بعد هم با هم بخوابيم ، دقيقا همين فعل ، بخوابيم … همين …

پ ن : …