رستگاري …
امروز ، ساعت 6 عصر ، زير آن باران …
هر قطره اش تو را به سر من ميكوبيد … عزيزم …
پ ن : همينجوري … دلمان گرفت …
پ ن : ندارد عزيزم … ندارد …